علي بن حامد الكوفي

68

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

چون رسول آن خبر را بداهر رسانيد و انگشترى بر وى تسليم كرد ، در حال بى تأمّل و توقّف با جملهء ثقات و اكابر برون « 1 » آمد ، و از آب مهران گذر « 2 » كرد ، و بلشكرگاه رفت ، و درون خرگاه برادر شد . چون او را بديد جامه پاره كرد « 3 » و دستار را از سر برداشت ، و جزع و فزع و تضرع و زارى پيش گرفت « 4 » . سوختن دهرسيّه « 5 » پس بفرمود تا چوب صندل « 6 » فراهم آوردند ، و دهرسيّه را بسوخت « 7 » و تعزيت بداشت « 8 » . روز ديگر خزانه برادر برداشت ، و خدم و حشم او را در بيعت و فرمان خود آورد . تا مدّت يك ماه در ارور مقام كرد ، و زن او كه دختر اكهم لوهانه بود در نكاح خود آورد ، و بحصار برهمناباد رفت و آنجا مقام كرد . و ملك دهرسيه « 5 » سى ( ؟ ) سال بود « 9 » . رفتن داهر بحصار « 10 » برهمناباد پس داهر بحصار برهمناباد يك سال ( f 36 b ) مقام كرد تا از اطرافِ مُلك همگنان سر در ربقه اطاعت « 11 » آوردند . و داهرِ چچ « 12 » پسرِ دهرسيه را بخواند و با وى بيعت كرد ، و خود بحصار سيوستان رفت . و از آنجا بحصار راؤر « 13 » آمد ، و آن حصار را چچ پدر او اساس نهاده بود و هنوز تمام نشده بود « 14 » كه بمرد . داهر آنجا مقام كرد و عمارت فرمود تا تمام شد « 15 » . چهار ماه

--> ( 1 ) م : بيرون ( 2 ) پ ك : عبره ( 3 ) پ ك : جامه را ضرب كرد ( 4 ) پ : مىكرد ( 5 ) ب ح : دهرسين ؛ س : داهرسيه ( 6 ) پ : هيزم چند ؛ ك : چوب چندان ( 7 ) پ : بسوختند ( 8 ) پ : داشتند ( 9 ) ب : و ملك دهرسين خورد سال بود ؛ پ : و ملك دهرسيه سى ساله بود ؛ س : و ملك دهرسيه سه سال بود ؛ ك : و ملك دهرسيه سى از سال بود ؛ م : و ملك دهرسيه را از سى سال بود ( 10 ) ب س : بقلعه ( 11 ) ك م : طاعت ( 12 ) پ ندارد : چچ ( 13 ) ب ح س ك م : الور ؛ پ : ارور ( 14 ) پ : و هنوز ناتمام شده بود ( 15 ) ب س م : تمام شد